محمد يار بن عرب قطغان

273

مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )

ذكر تسخير نمودن خاقان سكندرنشان ولايت شبرغان را و گذاشتن آن بنابر استدعاى جمعى از اهل عرفان در اين اثنا كه حضرت اعلى از دور قلعهء اندخود به صوب ولايت شبرغان نهضت نمود ، اوزبك سلطان نيز بعضى از معتمدان خود را [ به ] همراهى جان دولت‌بى در قلعه اندخود گذاشته ، از پى او حركت كرده ، چون بينهما صورت ملاقات روى داد ، آن حضرت تعظيم جانب سلطان را چنانچه مىبايد بجاى نياورد و جهت عمل ناپسنديدهء او بعضى از مردم اظهار دل‌ماندگى كردند . سلطان را از حدوث اين واقعه ترس تمام و خوف لاكلام بر دل استيلا يافت . چنان‌كه چون موكب همايون به موضع خواجه دو كوه كه از مضافات شبرغان است رسيد ، اوزبك سلطان به وسوسه و فريب مفسدان روى از صوب صواب گردانيده ، بىخبر از معسكر فيروزىاثر كوچ كرده ، روى به جانب بلخ نهاد . والى بلخ را از وقوع اين حادثه شادمانى تمام دست داده به رسم ( 159 ب ) استقبال نموده ، به قدم استعجال او را به اكرام تمام تلقى فرمود . و حضرت اعلى را از اين رهگذر ، موكب ملال بر دامن خاطر عاطر نشست . چنانچه از غايت غيرت كمر به استيصال آن فرقه بىعاقبت بربست . و چون پيشنهاد او استخلاص شبرغان بود ، روى رايت به جانب آن ناحيت گذاشت و دور آن قلعه را چون نگين در انگشترين احاطه نموده و اطراف و جوانب او را سپاه ظفرپناه مورچل بخش فرمود . و حاكم بلخ آن ولايت را به برادر خرد خود پادشاه محمد عنايت كرده ، محمد قلىبى قوشچى را اتاليق او گردانيده بود . عرب قوشچى را نيز همراه او ساخته ، چون خاقان سكندرمثال بر دور آن قلعه نزول اجلال نمود ، امراى مذكور نخست پشت اعتماد و پندار بر محكمى حصار نهادند و از كوتاه‌انديشى دروازه‌ها بسته ، دست مدافعه به مقابله گشادند . و عساكر ستاره‌نشان حسب الفرمان روى به جانب حصار نهادند و پاى ستيز در وادى فتنه و آويز مانده ، بازوى شجاعت از هم گشادند . و چند روز چون احوال بر اين منوال بود ، عاقبت اهل قلعه تحفه و هداياى بسيار گرفته ، به آستان‌بوسى حضرت خاقان كامكار شتافتند و به وساطت اركان دولت و اعيان حضرت شرف پادشاه محمد سلطان را شفيع انگيختند . القصه ، بعد از آنكه امرا به همراهى سلطان خويش مستعد شرف بساطبوسى گرديدند ، آن حضرت صحيفهء گناه ايشان را به زلال عفو محو فرمود و خط امانى بر صفحهء جريمهء ايشان توبهء هريك را قبول مبذول نمود و سلطان را يك‌دست شونقار دست‌آموز داده ، به تشريفات